! ای میهن
-
تاریخ: 1395/8/11 ساعت: 17:25
! ای میهنآنچه برای تو می خواستم! سعادت ابدی بودآنچه برای تو می خواستمپلی بود میان تو وبهشت! پلی به کوتاهی ی همین دستهایمآنچه برای تو می خواستمزنبقهای بسیار در دشتهایتو آبشارانی بلند بر کوههایتچراغی بود در هر خانه اتنانی در دهان هر کودکت!و عشق بزرگ یگانگی در دل هر مرد و زنت
پائيز در پای آب
-
تاریخ: 1395/8/11 ساعت: 17:25
پائيز در پای آبمی زَنَم بر در که مهمان آمدممن ز پاییزی گریزان آمدمباز کن در را غریبی رانده امنازنین! پیش ات پریشان آمدمبرگَکی هستم جدا افتاده ایدربدر افتان وُ خیزان آمدماز عذابِ ظلم وُ بیدادِ تگرگدر گریز از باد وُ باران آمدم
زندگی ، پنجره ی باز به دنیای وجود ،
-
تاریخ: 1395/8/11 ساعت: 17:25
زندگی ، پنجره ی باز به دنیای وجود ،تا که این پنجره باز است ، جهانی با ماست ،آسمان ، نور ، خدا ، عشق ، سعادت با ماست ،فرصت بازی این پنجره را دریابیم ،در نبیندیم به نور ، در نبندیم به آرامش پر مهر نسیم رو به این پنجره با شوق ، سلامی بکنیم ،
طوطی خاموش
-
تاریخ: 1395/8/11 ساعت: 17:25
طوطی خاموش ای دختر زیبا که امید دل ماییقربان تو این گونه خموشانه چراییای طوطی خاموش به جانم مزن آتش جان می دهمت تا به سخن لب بگشاییغمگین مشو ای بلبل از نغمه فتاده آن روز بر اید که به هر گل بسراییاین گونه ملالت مگزین چهره برافروزتا در بر هر اینه خود را بنماییلبخند بزن فصل خزان می رود از باغ پژمرده مب...
من رؤیایی دارم،
-
تاریخ: 1395/8/1 ساعت: 11:53
من رؤیایی دارم، من رؤیایی دارم، رؤیای خوشبختیرؤیای دنیایی بینفرت و سختیبیترسِ سرنیزه، بیوحشتِ باطومهر آدمی شاد و هر ظالمی محکومدنیایی که توش پول اربابِ مردم نیستقحطیِ لبخند و ایمان و گندم نیسترؤیای من اینه: دنیای بیکینه
تنهائی
-
تاریخ: 1395/8/1 ساعت: 11:52
تنهائی جای پایش را عمیق ترو ماندن در این غربت لحظه های غرق در مرداب را شدت بخشیدهمانند شاخه ای خشک شکنندهو چون عمر یک حبابلحظه های شیرین، کوتاهکوره راه خوشبختی، تاریک و متروکزمان در تسخیر پائیزو من همچنان در انتظار بهار
روز ناگزیر
-
تاریخ: 1395/8/1 ساعت: 11:52
روز ناگزیرای روزهای خوب که در راهید!ای جاده های گمشده در مه !ای روزهای سخت ادامه !از پشت لحظه ها به در آیید !ای روز آفتابی !ای مثل چشم های خدا آبی !ای روز آمدن !ای مثل روز ، آمدنت روشن !این روزها که می گذرد ، هر روز در انتظار آمدنت هستم !
پاییز
-
تاریخ: 1395/8/1 ساعت: 11:52
پاییزنرم نرمک باد بر روی درختان می وزدراز اندوه شقایق های سرخنم نمک در روح صحراهای دوردر طلوع صبحگاهان می خزدیک چکاوک در عبور ابرهادر سیاهی ها میان بیشه هابا خودش می گوید آیا آه کیستپشت راز رنگهاقهوه ای ها ، سرخهااین طلایی ها که سر بر می کشنداز رگ و روح لطیف برگها
عزیز دور غمگین
-
تاریخ: 1395/7/25 ساعت: 5:46
عزیز دور غمگین عزیز دور غمگین بمان که شب سر ایدشکوفه های سیمین ز تیرگی در آیدعزیز دور عاشق بحوان ترانه ات را بحوان مگر بگوشم خدیث باور آیدچه سود حواندنت را گه آنسوی چهانیشب تو چون سر آید شب من از در آیدولی به زنده ماندن بسی بهانه دارمیکی همین که فردا بهاری دیگر آیدیکی همین که فردا نهال نو نشانمیکی ه...
خدا پر داد تا پرواز باشد
-
تاریخ: 1395/7/25 ساعت: 5:46
خدا پر داد تا پرواز باشد گلويي داد تا آواز باشدخدا مي خواست باغ آسمان ها/ به روي ما هميشه باز باشدخدا بال و پر و پروازشان داد/ ولي مردم درون خود خزيدندخدا هفت آسمان باز را ساخت/ ولي مردم قفس را آفريدند : قیصرامین پور
سرزمين من
-
تاریخ: 1395/7/25 ساعت: 5:46
سرزمين من سرزميني كه تمام رودخانههاي جهان در آن جاريست من به تو چه بخشيدهام؟هيچ!حتي براي آن دو گنجشك خيس سرگردانآشيانهاي نساختم آشيانهاي كه در مسير باد نباشد ...تو به من چه بخشيدهاي؟سرزمين كوچكي كه تمام رودخانهها تمام كوهها تمام جنگلهاجايي كه تمام پرندگان در آسمانش پرواز ميكنندآواز ميخوانندتخم ميگذا...
یادش بخیر دیروز
-
تاریخ: 1395/7/25 ساعت: 5:46
یادش بخیر دیروزآنروزهای رفته که از یادمان نرفتهآنروزها که دیده غافل به زیر پا بوددر جان وباور ما شوری دگر بپا بودشور جوانی ما آنروزها دگر بودفکر رسیدن اما ، از شام تا سحر بودآنروزهای آبی ، آن شوکت جوانیآن عشق و آن حرارت، تازگی و طراوتجزء خاطرات دیروزچیزی نمانده امروزازمن چه مانده باقی ، عزلت به کنج ...
سلام من به تو ای مهربان دوست
-
تاریخ: 1395/7/15 ساعت: 16:41
سلامسلام من به تو ای مهربان دوستسلام من به باران های پاییزسلام من به دیوار و به دهلیزسلام من به هرچه شمع خاموشبه آن کینه که می گردد فراموشسلام من به یک لبخند زیباگره هایی که با دستی شود واسلام من به یک مرغ گرفتاربه آن دستی که زخمی گشته از کارسلام من به هر چیزی که خوب استبه خورشیدی که هنگام غروب است
همیشه رفتن راه رسیدن نیست.
-
تاریخ: 1395/7/15 ساعت: 16:41
همیشه رفتن راه رسیدن نیست. گاه می رویم تا برسیم.کجایش را نمیدانیم.فقط میرویم تا برسیمبی خبر از آن که همیشه رفتن راه رسیدن نیست.گاه برای رسیدن باید نرفت.باید ایستاد و نگریستباید دید. شاید رسیده ای و ادامه دادن فقط دورت می کندزیرا گاهی پروانه ها هم به اشتباه عاشق میشوندو به جای شمع ، گرد چراغهای بی اح...
ابرهای سپید آرزوهایم
-
تاریخ: 1395/7/15 ساعت: 16:41
می خواهم با ابرهای سپید آرزوهایمخانه ای بسازم محکم و پایداربرای قوهای قشنگ دریاچهبرای ماهی های سرخ کوچولوبرای هر آنکه صدایش را کسی نمی شنودمی خواهم از فراز قله هاآری....بلندترین قله ها....فریاد بزنمآزادی را... عشق را... برابری را....
خانهی دوست کجاست؟
-
تاریخ: 1395/7/15 ساعت: 16:41
خانهی دوست کجاست؟ من دلم میخواهدخانهای داشتم،پر از دوستانِ یک رنگاز شقاوت، از ریا خالی،از تنفر بیزار،و دورویی نیست میانگوش تا گوش بنشینند بَرِ هم.و من آن روزشتابان و غزلخوان میرفتم،به در خانهی سهراب،و به اشگِ چشمِ شقایقهای وحشی،بر سَردَرِ آن،مینوشتم ای دوستتو اگر بار دگر برخیزی،میدانی" خانهی دوست کج...
دوست
-
تاریخ: 1395/7/15 ساعت: 16:41
دوسترفتم اما دل من مانده بر دوست هنوزمیبرم جسمی و دل در گرو اوست هنوزبگذارید بآغوش غم خویش رومبهتر از غم بجهان نیست مرا دوست هنوزگرچه با دوری او زندگیم نیست ولییاد او میدمدم جان به رگ و پوست هنوز
قناری "
-
تاریخ: 1395/7/15 ساعت: 16:40
قناری "بخوان قناری کوچک، بخوان !تن زرین ات، شاید شاخه ی نازکی را بلرزاند؛وزن صدایت اما درختی را به رقص وا میداردو ما، روزهایی را که عصا زنان از کنار مان میگذرند،به شبهای فراموشی بسپریم،
دوستی
-
تاریخ: 1395/7/15 ساعت: 16:40
دوستی دل من دیر زمانیست که می پندارد دوستی نیز گلیست مثل نیلو فر و نازساقه ترد و ظریفی داردبی گمان سنگدل است آن که روا میداردجان این ساقه نازک را دانسته بیازارد
قوی تر از تاریکی چیست؟
-
تاریخ: 1395/7/15 ساعت: 16:40
قوی تر از تاریکی چیست؟صدایی از درخشش نورهادر فضای دل انگیز صبحگاهی پدیدار شدو آهنگین گفت :قوی تر از تاریکی ،نورهای باهم بودن آدم هاست