شمع جمع - تاریخ: 1396/5/3 ساعت: 21:28
ای نازنین ! نگاه روان پرور تو کو ؟وان خنده ی ز عشق پیام آور تو کو ؟ای آسمان تیره که اینسان گرفته ای بنما به من که ماه تو کو ؟ اختر تو کو ؟ ای سایه گستر سر من ، ای همای عشق از پا فتاده ای ز چه ؟ بال و پر تو کو ؟ سیمین ! درخت عشق شدی پاک سوختی اما کسی نگفت که خاکستر تو کو ؟ + نوشته شده توسط شاد
همدلی - تاریخ: 1396/5/3 ساعت: 21:28
همدلی در سپیده دمی نه چندان دور به دیدارت خواهم آمد با سبدهای معرفت بر دوششاخه های یاسمن در دست و هزاران گفتنی بر لب اما از پیش می دانم لبریزترین نگاههادر سخاوت سکوت گرهبند همدلی ما خواهد بود + نوشته شده توسط شادی در دوشنبه ۲ مرداد ۱۳۹۶ و ساعت 23:29 |
شب آرزوها - تاریخ: 1396/4/26 ساعت: 4:50
شب آرزوها امشب شب آرزوهاست آرزو میکنم که در این شبهای عزیز مرغ آمین به سراغتان آیدو دعایی که بر لب دارید به اجابت ببرد + نوشته شده توسط شادی در پنجشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۶ و ساعت 22:37 |
هزاران زن سفیدپوش - تاریخ: 1396/4/26 ساعت: 4:50
هزاران زن سفیدپوشيک شب يکی از همين شبهایِ پيش رو به خوابِ خالصترين منتظران خواهد آمد و توریِ هزار تابستان را بالای عطرِ آب و خُنکایِ خدا خواهد گرفت.. پَریزادهی آخرين قصههای مادربزرگ پيدايش خواهد شد و خستگانِ اين سالها را به اسمِ کاملِ خودشان صدا خواهد زد. . او ... خواهرِ من است او ... يکی از
آرزوی من - تاریخ: 1396/4/26 ساعت: 4:50
آرزوی من خدایا همه از تو می خواهند بدهى اما من از تو میخواهم بگیرى خستگى ، دلتنگى و غصه ها را از لحظه لحظه ى روزگار همه ى هموطنانم بخصوص دوستان عزیزم را + نوشته شده توسط شادی در پنجشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۶ و ساعت 22:45 |
فردا دیر نیست ! - تاریخ: 1396/4/26 ساعت: 4:50
فردا دیر نیست !تا تو به اتوبوس دوست داشتن برسی .فردا دیر نیست !تا تو با پرندگان مهاجر همراه شویفردا دیرنیست !تا تو دلتنگی هایت را روی شانه های باد بگذاری فردا دیر نیست !تا تو دردها و رنج هایت را قسمت کنیفردا دیر نیست ! که بگویم از دوست داشتن هراس نداشته باش + نوشته شده توسط شادی در پنجشنبه ۱ تیر ۱۳
سپید کبوترکم - تاریخ: 1396/4/26 ساعت: 4:50
سپید کبوترکممرغکمدلاراممپربرگشای و پروازگیردرهرسوی ِ جهانو به پروازِ بلندت ویران کنجادوی ساحرکان ِ نفت، پول، اسلحه راکه به ورد ِ خود هردمخواب ِ آدم ها را می آشوبند. + نوشته شده توسط شادی در دوشنبه ۵ تیر ۱۳۹۶ و ساعت 23:18 |
ای آفتاب اندیشه انسانی - تاریخ: 1396/4/26 ساعت: 4:50
ای آفتاب اندیش ای آفتاب اندیشه انسانی که عشق را باروری من در زایمان تو به ابر ها چنگ خواهم زد تا بارانها را بر روستا های سوخته جاری کنم تا نسیم پر طروات خزر را برای کودکان این سرزمین هم چون خورشید بتابانم + نوشته شده توسط شادی در دوشنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۶ و ساعت 22:53 |
پرنده بودن خوب است - تاریخ: 1396/4/26 ساعت: 4:50
پرنده بودن خوب است حتی اگر کلاغ باشی لااقل می توانی پرواز کنی می توانی هر جا که بخواهی، بروی بدون پول، بدون بلیط، بدون ویزا + نوشته شده توسط شادی در دوشنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۶ و ساعت 23:7 |
مرغک تنها! - تاریخ: 1396/4/26 ساعت: 4:50
مرغک تنها!خانهای داری تو در جنگل،در جوار خانه ی صدها هزاران مرغ،مرغ هایی رو به سوی خانه ی سیمرغ در پرواز!!ای سراپا تشنه ی پرواز!ای که خواهی پر زنی آزاد!رو به سوی آسمان باز،ساز و برگی ساز تا با هم،تیرگی را چاره گر باشیم! + نوشته شده توسط شادی در چهارشنبه ۲۱ تیر ۱۳۹۶ و ساعت 22:13 |
حالیا معجزه باران را باور کن - تاریخ: 1396/3/24 ساعت: 12:37
حالیا معجزه باران را باور کنو سخاوت را در چشم چمنزار ببین و محبت را در روح نسیمکه در این کوچه تنگبا همین دست تهیروز میلاد اقاقی ها را جشن می گیرد... فریدون مشیری + نوشته شده توسط شادی در سه شنبه ۱۶ خرداد ۱۳۹۶ و ساعت 23:14 |
شدم گمراه و سرگردان - تاریخ: 1396/3/24 ساعت: 12:37
شدم گمراه و سرگردان، شدم گمراه و سرگردان،میان این همه ادیان,میان این تعصب ها رها کردیم خالق راگرفتاران ادیانیم!تعصب چیست در مذهب؟!!مگر نه این که انسانیم؟ اگر روح خدا در ماست...خدا گر مفرد و تنهاست ....ستیز پس برای چیست؟برای خود پرستی هاست...هراسم ، جنگ بینِ شعله و کبریت و هیزم نیست من از سوزاندنِ
خدایا باور افسردگان را , چون بهاران , زندگانی ده - تاریخ: 1396/3/24 ساعت: 12:37
خدایا باور افسردگان را , چون بهاران , زندگانی دهو روح خستگان را هم , خروشی جاودانی دهکویر قلب تنهایان , به مهری آبیاری کنبه کوی بی کسان, یک مهربانی , آشنایی را , تو راهی کنهر آن کس را که با هجر عزیزی امتحان کردی به یاد خاطراتش , عاشقانه زندگی کردن , تلافی کنبکوبان با سر انگشتان مهری , کوبه ی در ه
وقت آن است عزیزان درد را درمان شویم - تاریخ: 1396/3/15 ساعت: 12:44
وقت آن است عزیزان درد را درمان شویمیار گلهای بهار و مرغ خوش الحان شویمبهتر از این چیست مردم؟در دل ماه خدا چکش و قفل و کلید درب یک زندان شویم + نوشته شده توسط شادی در یکشنبه ۱۴ خرداد ۱۳۹۶ و ساعت 23:32 |
گل بوته های شاه پسند کنار پنجره - تاریخ: 1396/3/14 ساعت: 12:50
گل بوته های شاه پسند کنار پنجره ،زمستانی سختی را که داشتند ،فراموش کرده اند . بهار را و تابستان در پیش رو رابدون دغدغه آمدن پائیز باید گذراند . مثل شاه پسند کنار پنجره + نوشته شده توسط شادی در شنبه ۱۳ خرداد ۱۳۹۶ و ساعت 23:39 |
افق تاریک،دنیا تنگ - تاریخ: 1396/3/7 ساعت: 8:02
افق تاریک،دنیا تنگ،نومیدی توان فرساست،میدانم!ولیکن ره سپردن در سیاهی،رو به سوی روشنی زیباست!فریدون مشیری + نوشته شده توسط شادی در پنجشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۶ و ساعت 18:47 |
دوست میباید داشت - تاریخ: 1396/3/7 ساعت: 8:02
دوست میباید داشت می توان با دست های پر از شکوفه های بهاری بین زمین و آسمان پل بست. می توان با دست هایی پر ازاحساس همدردی روی لبهای خشکیده لبخند کاشت. می توان با تقسیم دلواپسی ها و دلتنگی ها اشک های بی کسی را از گوشه ی چشمها پاک کرد. می توان امید زنده بودن و با لذت زندگی کردن را در ناباوری ها شکوف
پیشترها می شد - تاریخ: 1396/3/7 ساعت: 8:02
پیشترها می شد خلوت باغچه را دریافتو شبی مهتابی دور از چشم حسود نرگس گونه ی سرخ شقایق رابوسید پیشتر ها می شد چند تومانی داد و درِیک قفس کوچک را وا کرد و سپس پرواز گنجشکان را سوی آزادی و خورشید تما شا کرد پیشتر ها آه .. + نوشته شده توسط شادی در سه شنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۶ و ساعت 23:18 |
فرشی بیا من و تو ببافیم - تاریخ: 1396/3/7 ساعت: 8:02
فرشی بیا من و تو ببافیمفرشی بزرگ بهگسترۀ تاریخ همسنگ جاودانگیِ مهرو زادگاه ابدماندگار اوفرشی بهرنگ عشق ایمان؛شرف،فرشی بهرنگ دامنۀ الوند،و قلۀ همیشهسپید، آن دیو پایدر بند ــ دماوند* فرشی به رنگ لاکی کاشان فیروزه و عقیق خراسان و نرگس شیرازفرشی که دستهای من و تو این دستهای عاصی خسته ـاز دیرباز
بیاد زنده یاد سهراب سپهری - تاریخ: 1396/3/7 ساعت: 8:02
بیاد زنده یاد سهراب سپهری سهراب عزیز تو نماندی که ببینی که در سفره هایمان کاسه داغ محبت سرد شده و قارچهای قربت تمام زندگیمان را فرا گرفته دیگر کسی در طپش با غ خدا را نمی بیند که پیغام ماهی ها را برساند همه از هم میپرسند خانه دوست کجاست نشانی را گم کرده ایم ای کاش بودی و دلهامان را با عشق گره میزد

برچسب‌های مرتبط

می توانید | میتوان هر لحظه هرجا | میتواند دور دنیا بچرخد | طوفان که فرو نشست | با هم مهربان باشیم | با هم مهربان باشیم مترو | با هم مهربان باشيم | شدم گمراه و سرگردان میان این همه ادیان | شدم گمراه و سرگردان ميان اين همه اديان | شعر شدم گمراه و سرگردان میان این همه ادیان