قوی تر از تاریکی چیست؟ - تاریخ: 1396/3/7 ساعت: 8:02
قوی تر از تاریکی چیست؟صدایی از درخشش نورهادر فضای دل انگیز صبحگاهی پدیدار شدو آهنگین گفت :قوی تر از تاریکی ،نورهای باهم بودن آدم هاست . + نوشته شده توسط شادی در چهارشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۶ و ساعت 23:16 |
امروزت را زندگی کن - تاریخ: 1396/3/7 ساعت: 8:02
امروزت را زندگی کن بخاطر تمام آنهایی که در کنارت هستندامروز آتشفشانی باش ز محبت و مهربانی و دریایی باش از عشق و امید برای عزیزانت + نوشته شده توسط شادی در یکشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۶ و ساعت 19:0 |
من فرزند ایرانم - تاریخ: 1396/3/7 ساعت: 8:02
من فرزند ایرانم من فرزند ایرانم / من از خاک شیرانماز جنگ و خون بیزارم / دنیای صلح می خواهممن رنج بی پایانم / من درد این دورانممن نغمۀ بارانم / آوای کوهســـارانممن دریای بیکرانم / من فریاد روزگارممن فرزند ایرانم / از آفتاب تابانمدر باغ و در بوستانم / گلهای عشق می کارم + نوشته شده توسط شادی در دوش
زیر باران - تاریخ: 1396/3/7 ساعت: 8:02
زیر بارانکه همه را می شویدچترمان را تقسیم کنیمکسی فکر نمی کندبالا ترین شاخهء سرخ دوستی کجاستهمدیگر را دوست بداریماگر شاخهء سرخدر دست ما نیست + نوشته شده توسط شادی در شنبه ۶ خرداد ۱۳۹۶ و ساعت 18:21 |
تبریک به تمام مسلمانان به مناسبت آغاز ماه رمضان - تاریخ: 1396/3/7 ساعت: 8:02
تبریک به تمام مسلمانان به مناسبت آغاز ماه رمضاناز آسمان می ایم پیام آور خوبیهایم واژه گذار مهربانیها بیایید پیامم را بشنوید که جان شما عطشنک واژه ی رهایی است + نوشته شده توسط شادی در شنبه ۶ خرداد ۱۳۹۶ و ساعت 18:24 |
گم شده شوریدگی، با عشق پیدایش کنید - تاریخ: 1395/9/18 ساعت: 4:35
گم شده شوریدگی، با عشق پیدایش کنید این شب بی وقفه را لبریز رویایش کنید از مِهِ اوهامِ پوشالی برون باید شدن گوهر اندیشه را سرشارِ پروایش کنید گر مترسک رو تهانـَد در نقاب آدمی وقت عصیان چون رسد ،بی وقفه افشایش کنید می رسد آخر طلوعی از ورای حجم شب هم دلانه شوق را راهیِ فردایش کنید آری از فردا دمد روز ش...
به خرمن ظالمان ز قهر آتش بزن - تاریخ: 1395/9/18 ساعت: 4:35
به خرمن ظالمان ز قهر آتش بزنخواهم آمد سر هر ديواري، ميخكي خواهم كاشت.پاي هر پنجره اي شعري خواهم خواندهر كلاغي را، كاجي خواهم داد.مار را خواهم گفت: چه شكوهي دارد غوك!آشتي خواهم دادآشنا خواهم كرد.راه خواهم رفتنور خواهم خورد.دوست خواهم داشت. سهراب سپهري
می توان - تاریخ: 1395/9/18 ساعت: 4:34
می توان می توان در کوچه های زندگی پاسخ لبخند را با یاس داد می توان جای غروب عشق را به طوع ساده احساس داد می توان با لطف دست پنجره مهربان گنجشکها را دانه داد می توان وقتی خزان از ره رسید یک کبوتر را به کنجی لانه داد می توان در قلب های بی فروغ لحظه ای برقی زد و خورشید شد می توان در غربت داغ کویر آن اب...
تا بهاری دیگر - تاریخ: 1395/9/18 ساعت: 4:34
تا بهاری دیگر تا بهاری دیگر در راه است باید کینه ها را به سپیدار فراموشی پاییز سپردو همانند زمستان باید دل خود را به سپیدی ببریکه در آن فصل به دنبال شقایق باشی
طوفان که فرو نشست، - تاریخ: 1395/9/18 ساعت: 4:34
طوفان که فرو نشست،ابرهای پر غریو که پراکندو نخستین پرتو خورشید که باز تابید بر زمینکه هنوز از باران خیس است،همه چیز بوی زندگی میگیرد.از پس آغازی و رشدی دوبارههر علف و هر بوته تنفس آغاز میکند؛هوا تازه و پاکیزه میشود،شاخههای درختان سر برمیآورد،گیسوان ژولیده دوباره آراسته میشودو آرامش دوباره باز میگردد...
با هم مهربان باشیم - تاریخ: 1395/9/18 ساعت: 4:34
با هم مهربان باشیموجدانهاي خفته اشك هاي سرازير دستهاي ناتوان دلهاي غمين هيچ كدام را دوست ندارم تنها چیزی که میدانم زندگیست باید زندگی کرد با عشق با امید با صفا با صمیمیت ساز مهربانی را در کوچه ها بزنید
خورشید نذری - تاریخ: 1395/9/18 ساعت: 4:34
خورشید نذریای که از سردی شب خواب به چشمان تو نیستمن شنیدم جایی همین نزدیکی خورشید نذری می دهندتا ظلام شب تار از نفس های بهار و چراغ سینه عاشقها روشن و لبریز شود
شدم گمراه و سرگردان،میان این همه ادیان - تاریخ: 1395/9/18 ساعت: 4:34
شدم گمراه و سرگردان،میان این همه ادیان ,میان این تعصب هارها کردیم خالق راگرفتاران ادیانیم!تعصب چیست در مذهب؟!!مگر نه این که انسانیم؟اگر روح خدا در ماست...خدا گر مفرد و تنهاست ....ستیز پس برای چیست؟برای خود پرستی هاست...هراسم ، جنگ بینِ شعله و کبریت و هیزم نیست من از سوزاندنِ اندیشه در آتیش می ترسم س...
رويای پروانه - تاریخ: 1395/9/18 ساعت: 4:34
رويای پروانهآينده کتابی نا نوشته و گذشته در گذشتهبادبان حال را بايد افراشتبا آواز پرنده بيدار شو در نور خورشيد حمام گيرقدم بگذار در رويای پروانه ای که درروی گل باغچه نشستهگرم شو در حرارت دست مادری که فرزندش را به مدرسه ميبردلبريز شو از دوست بر نوازشی بر دلواپسیباز کن قفلی نا آزموده
قاصدک - تاریخ: 1395/9/18 ساعت: 4:34
قاصدکگفتم از دل، خبر، چه آوردی؟از خبرهای تر، چه آوردی؟گفت:آواز عاشقان، امروز -آبیِ عشق را معطر کرد .هر کجا ارغوانِ تازه شکفتاز برايم به غير عشق، نگفت.شبنمِ باغ بیقراریِ ما -آرزوی سپيده، در بر کرد.باز باران، ترانهخوان شده استبا غزلهای شادمانهی سبز -معنیِ مهربانِ جان شده است.
شب بدر" و بوسه ماه بر رخ زمین گذشت - تاریخ: 1395/8/29 ساعت: 8:56
شب بدر" و بوسه ماه بر رخ زمین گذشتدیشب و پریشب نه تنها رخ ماه تمام بود، بلکه برای بوسیدن زمین آنقدر به آن نزدیک شده بود که بعید نیست نیمه شب بوسه را ربوده و سپس رفته باشد.گو شمع میارید در این جمع که امشبدر مجلس ما، ماه رخ دوست تمام است
مرغ آمین - تاریخ: 1395/8/29 ساعت: 8:55
مرغ آمین امشب شب آرزوهاست آرزو میکنم که در این شبهای عزیز مرغ آمین به سراغتان آیدو دعایی که بر لب دارید به اجابت ببرد
دلم می خواهد - تاریخ: 1395/8/29 ساعت: 8:55
دلم می خواهدو تکه نانی را در آسمان چنان متلاشی کنمکه هر ذرهاش در دهانی در دهانی فرود آیددلم میخواهد و پاييز را از صحنهی فصول ببلعمتا گل نفسی به راحتی . . . برآرد!
می خواهم که گرم باشم - تاریخ: 1395/8/29 ساعت: 8:55
می خواهم که گرم باشم می خواهم که چنان باشم که دستم همیشه دراز باشد برای دوستی ،با همسایه صمیمانه دست دهم ،به راننده اتوبوس ، با مهر سلامی بدهم .دست کودکی را گرفته از خیابان عبور دهم .می خواهم گرم بمانم
شاید روزی - تاریخ: 1395/8/29 ساعت: 8:55
شاید روزی شاید روزی قله محو و دود گرفته دماوند مهربان را بتوانی از خیلی دور ها هم ببینی شاید روزی پیچ های امین الدوله بر خواب هره ها بوی دوست را پرواز بدهندشاید روزی تک درخت باغچه کوچکمان همراه با برف و بادی که آن را نوازش می دهدگل یخ آشنا راکه سالهاست دریغ کرده است به بار بنشیند وبا بوی یگانه خود ب...

برچسب‌های مرتبط

می توانید | میتوان هر لحظه هرجا | میتواند دور دنیا بچرخد | طوفان که فرو نشست | با هم مهربان باشیم | با هم مهربان باشیم مترو | با هم مهربان باشيم | شدم گمراه و سرگردان میان این همه ادیان | شدم گمراه و سرگردان ميان اين همه اديان | شعر شدم گمراه و سرگردان میان این همه ادیان