
در پس پنجره ی کوچک من
خفته شهری خاموش
در ودیوار مزّین شده با رنگ سراب
و زمین تشنه ی یک قطره ی آب
باید این پنجره ها را بگشود
باید این گرد غم از سینه زدود
باز باید خندید
باز باید که بر این شهر و دیار
ز آسمان
بذر خوبی و محبّت پاشید
باید این پنجره ها را بگشود
باید این گرد غم از سینه زدود
برچسب:
نویسنده: سارا هاشمی